ما هرچه داریم از شهداست

مقام معظم رهبری

رویای صادقانه

یك روز بدون اطلاع وارد محله ایی برای دیدن خانواده شهیدی شدیم ، دیدیم محله پر از جمعیت است و برای ورود مقام معظم رهبری ، گاو وگوسفند آماده كرده اند . آقا با دیدن صحنه ناراحت شدند و فرمودند: مگر من نگفتم مزاحم مردم نشوید و دیدار من بدون اطلاع قبلی باشد . ما عرض كردیم آقا ، از دفتر اطلاع نداده اند. بالاخره آقا وارد منزل پدر شهید شدند و فرمودند: بگو ببینم چه كسی آمدن مرا به شما اطلاع داده است . آیا از دفتر اطلاع داده اند ؟ پدر شهید عرض كرد :

نه آقا، من دیشب حاج آقا روح الله رو (امام ره) رو در خواب دیدم. پسرم علی رضا نیز در كنار امام نشسته بود . امام رو به من كردند و فرمودند: فلانی ، فردا شب مهمان عزیزی داری. از مهمانت پذیرایی كن. گفتم : مهمان من كیست ؟ فرمود رهبر مهمانت است . با تعجب گفتم : رهبر می خواهد به خانه من بیاید ؟! پسرم گفت : بله بابا! رهبر می خواهد به خانه ما بیاید . از ایشان پذیرایی كنید.

ما هرچه داریم از شهداست

قرار بود مقام معظم رهبری در ساعت مشخص به منزل یكی از علما تشریف بیاورند. پانزده دقیقه از وقت مقرر گذشت و رهبر بعد از یك ربع تاخیر تشریف آوردند . آن شخص با كنایه به رهبر گفت : شما چند دقیقه ای تاخیر داشتید رهبر فرمودند:

بله ما به دیدن خانواده شهدا كه می رویم ، معمولا اگر در یك كوچه چند خانواده شهید باشد ، به همه آنها سر می زنیم ، در كوچه ایی كه ما رفته بودیم ، از قبل گفته بودند دو خانواده شهید حضور دارند ، بعد معلوم شد خانواده شهید دیگری نیز حضور دارند، تاخیر ما به  این علت بود.

این برادر باز هم درك  نكرد و گفت : این كارها برای جذب قلوب بد نیست . یعنی شما این كار را برای جذب قلوب می كنید .

 رهبر با یك حالت جدی فرمودند :

شما اسمش را هر چه می خواهید بگذارید ، ولی آقای فلانی بدانید اگر این خانواده شهدا نبودند، اگر این خونهای پاك نبود ، این عمامه بر سربنده وجنابعالی نبود.

روایتی دیگر

 مقام معظم رهبری در دیدار با خانواده های شهدا ، وارد منزل همسر شهیدی شدند كه مریض بود و وضع خانه نابسامان بود .

 حضرت آیت الله خامنه ایی ضمن دستور به همراهان برای انتقال همسر مكرمه شهید به بیمارستان ، خودشان درب حیاط را می بندند و به نظافت منزل مشغول می شوند

منبع:سایت شهید زوبونی