قاصدک
منوی اصلی
مطالب پیشین
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
درباره ما

قال الله تبارک وتعالی:
من طلبنی وجدنی، ومن وجدنی عرفنی،و من عرفنی عشقنی، ومن عشقنی عشقته ومن عشقته قتلته ومن قتلته فانا دیته
قال مولانا امیر المومنین علی (ع): نسال الله منازل الشهدا
مقام معظم رهبری:امروز کار برای شهدا باید در راس امور قرار گیرد.
تمام این دو حدیث گرانبها و فرموده مقام معظم رهبری
حضرت امام خامنه ای روحی فداه کافی است برای اینکه این وبلاگ تشکیل بشه.
عبد من عبید فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)،حقیر الشهدا ،موردانه کش آستان بی کران شهدا ، قبرستان نشین عادات سخیف
سعید
http://fakeh.blogfa.com/profile
***********************
چه دعایی کنمت بهتر از این
که کنار پسر فاطمه (س) هنگام اذان
سحر جمعه ای از این ایام
پشت دیوار بقیع
قامتت قد بکشد
به دورکعت صلواتی که نثار حرم و گنبد برپاشده حضرت زهرا (س) بکنی
جستجو
وصیت شهدا
وصیت شهدا
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی


قاصدک
گروه سایبری دیده بان
پایگاه مطالعاتی مجادله
تبیین- دانشجویان بسیجی دانشگاه آزاد اسلامی کرج
من یك یهودی ام . . . !!
'دانشجوی سهمیه
گرا
پایگاه خبری - تحلیلی صفوف آهنین
دريافت کد فيلم از سربازان اسلام
ارسال شده در سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389 ساعت 11:12 نویسنده : سعید

آقا برای سفر ، بلیط تهیه می کنند ؟

محمدرضا سرشار طی یادداشتی خاطره‌ای از دیدار رضا میرکریمی- نویسنده و کارگردان سینما - با رهبر انقلاب را نقل کرده است :

رهبری

حدود دو سال پیش ، در سفری به مشهد ، با آقای رضا میرکریمی - نویسنده و کارگردان سینما - همراه شدیم . در راه ، صحبت ازساده زیستی رهبر معظم انقلاب  حضرت امام خامنه‌ای - شد. آقای میرکریمی خاطره‌ای از رهبر معظم انقلاب تعریف کرد که بسیار جالب و روشنگر بود. به نظرم رسید بیان آن ، برای دیگران نیز بتواند روشنگر  باشد .

آقای میرکریمی می‌ گفت (نقل به مضمون) :

"هر وقت در جریان کار و زندگی زیاد به من فشار [روانی ] وارد می‌ آید ، در هر مرحله ‌ای که باشم ، همه چیز را رها می‌کنم و - گاهی از همان سر کار -  تلفنی به خانه می ‌زنم و یک راست به فرودگاه می ‌روم . همان جا بلیطی تهیه می ‌کنم و عازم مشهد می شوم . آنجا زیارتی [و درد دلی] با امام رضا (ع) می ‌کنم و آرام می ‌شوم ، و برمی ‌گردم.

یک بار - در یکی از همین سفرها - توی هواپیما نشسته بودم و در خودم بودم که دیدم در قسمت جلو ی هواپیما انگار وضعیت متفاوتی است. به این معنی که ، کسانی را می ‌دیدم که از جاهای مختلف هواپیما ، یکی یکی به قسمت جلو می‌ رفتند. آنجا کنار یکی از صندلی‌ ها می ‌نشستند .

"آقا سفرهای شخصی را مثل همه مردم ، با پروازهای عمومی می ‌روند . "

پرسیدم: یعنی می‌ روید برایشان بلیط هم می ‌خرید ؟! گفت : بله.

 با شخصی که روی آن صندلی نشسته بود چیزهایی می‌ گفتند و می ‌شنیدند . بعد ، خوشحال و راضی ، برمی ‌گشتند و سر جایشان می ‌نشستند .

کنجکاو شدم بدانم قضیه چیست. از یکی از کسانی که از آنجا برمی‌ گشت ، موضوع را پرسیدم . گفت : کسی که آنجا نشسته ، مقام معظم رهبری است.

هم بسیار تعجب کردم و هم خوشحال شدم . به قسمت جلوی  هواپیما رفتم و از فردی که معلوم بود محافظ است پرسیدم : می ‌شود رفت ، با آقا صحبت کرد؟ گفت : بله. قدری صبر کن تا کسی که پهلوی آقاست ، صحبتش تمام شود.

رهبر فرزانه انقلاب، فرهنگ وقف ،باید، بیش از پیش ،ترویج شود

از فرصت استفاده کردم و پرسیدم : چرا آقا با پرواز عمومی به مشهد می‌ روند ؟! گفت: آقا فقط  سفرهای رسمی دولتی را با پرواز اختصاصی می‌ روند. سفرهای شخصی [که عمدتا هم سفر زیارتی به مشهد است ] را مثل همه مردم ، با پروازهای عمومی می ‌روند.

پرسیدم: یعنی می‌ روید برایشان بلیط هم می ‌خرید ؟! گفت : بله. مثل همه مسافرهای معمولی ، برایشان بلیط می ‌خرند . بدون اطلاع یا تشریفات خاص ، می ‌آیند سوار هواپیما می‌ شوند و راهی می شوند. تازه توی هواپیماست که خدمه پرواز و مسافران ، متوجه حضور ایشان می‌ شوند .

صبر کردم تا صحبت نفر قبلی تمام شد. جلو رفتم . خودم را معرفی کردم و .... "

با خود گفتم : از کسی که عمری را به سادگی و با حداقل امکانات مادی زیسته و اکنون رهبرانقلابی ‌ترین نظام ‌های سیاسی - و البته مذهبی - جهان را بر عهده دارد ، جز این همه ملاحظه و دقت در استفاده از بیت ‌المال و قائل شدن مرز و تفاوت بین کار شخصی و کار حکومتی نیز انتظار نمی ‌رود . کاش همه ، لااقل نصف ایشان ، در رعایت مسائل مالی و بیت‌ المال ، خدا را در نظر می‌ گرفتند و تقوا می ‌ورزیدند.